موضوع :
تحقيق واركان آن
تهمتن سالاری ( عضو هیئت علمی دانشگاه )
- تعريف تحقيق ؛
درروش تحقيق ،اولين پرسشي كه مطرح مي شود،تعريف خودتحقيق است ودرموردتعريف تحقيق،پژوهشگران ومؤلفان دركتب ومنابع مربوط به روشهاي تحقيق،تعاريف مختلفي به دست داده اندكه براي روشن شدن تعريف تحقيق تعدادي ازآنهاراكه ساده ترودرعين حال عملي ترند رامي آوريم.
«تحقيق عبارتست ازمقابله فكروانديشه باواقعيت».(ساده:1375:3)
آقاي دكترعباسعلي خواجه نوري تحقيق راچنين تعريف كرده اند«تحقيق عبارتست ازمجموعه اقداماتي كه به كمك مشاهدات درجهان ظاهري براي كشف قسمتي ازمشخصات جهان حقيقي انجام مي گيرد» .
آقاي دكترقائمي معتقداست كه«تحقيق ازلغت حق است وبراي حق معاني مختلفي آمده است،ازجمله راس ودرست،ضدباطل،ثابت وواجب،يقين،عدل و…
-تحقيق به معني رسيدگي وبازجوئي كردن،راستي ودرستي».
وهمچنين تعاريف ديگري ازجمله:
- تحقيق مطالعه حقيقت است.
-كوششي است براي شناخت حقيقت.
- حركتي است ازعلم واگاهي كمتربراي رسيدن به علم بيشترازمجهول به معلوم .
- جستجويي است براي كسب اگاهي هاي جديدوحقيقتي باروش علمي .
- تلاشي است براي كشف حقايق ؛يااثبات نظريه أي خاص ؛ياپرده برداري ازيك مجهول.
- اثبات مسئله اي است ازروي دليل.
- بررسي كامل يك موضوع يا مسئله اي به طريق سيتماتيك (وبراساس روش عيني) منظور يك اطلاعات مربوط وياكشف اصول ذيربط ان است.
- اعمال روشهاي توام با طرح ونقشه براي كشف حقيقت است.
- تلاشي است علمي وانديشمند جهت بدست آوردن پاسخهايي براي سئوالات موردنظر.
- وبالاخره تحقيق عبارت است ازتغييروكنترل هدايت شده ی يك موقعيت غيرثابت يا نا معين به موقعيتي كه ازلحاظ مشخصات و روابط كاملاً ثابت است ودر وضعي قرارداردكه عناصرموقعيت اصلي به صورت يك كل متحد تغييريافته اند.
امامي توانيم تعريف نخست (تحقيق عبارتست ازمقابله ی فكروانديشه باواقعيت) رابعنوان تعريفي(ساده و جامع) درنظربگيريم .
ازاين تعريف چنين استنباط مي شودكه تحقيق دوبخش نظري وعملي دارد ، بخش نظري آن شامل جنبه هاي فكري تحقيق است وبخش عملي آن جنبه هاي مربوط به كسب واقعيتها وداده ها را شامل مي شود ودرپايان وظيفه ی محقق مقابله ومقايسه كردن بين اين دوبخش است يعني محقق انديشه هايش رادرمورد موضوع دردست تحقيق با اطلاعات جمع آوري شده دركنارهم ميگذاردوازطريق مقابله ومقايسه ی اين دوبخش به اين نتيجه مي رسدكه: آنچه پژوهشگردرباره ی يك موضوع خاص مي انديشيده باآنچه واقعيتها بيان مي كنند تاچه حد نزديكي وتقارب دارد .
ازمقابله ومقايسه ی فكرباواقعيت امكان دارديكي ازموارد زيرپيش آيد .
1. افكاروانديشه هاي پژوهشگرازطريق واقعيتها كاملاً تأييد مي شود به سخن ديگر پيش بينيهاي محقق در مورد يك پديده ورابطه ی آن بايك علت ياسلسله علل مربوط كاملاًدرست از آب درآمده است .
2. افكار وانديشه هاي محقق تا حدودي از طريق واقعيتها تأييد مي شود يعني ممكن است اطلاعات و واقعيتهاي حاصله قسمتي ازتصورات محقق را تأييد كند و بخشي از تصورات و افكار وي رارد كند .
3. بالاخره درحالت سوم تمامي انديشه ها و تصورات پژوهشگردر برخورد و مقابله با واقعيتها رنگ مي بازد وكاملاً رد مي شود .
انواع روشها :
روشهاي متعدد تحقيق درعلوم اجتماعي را مي توان با توجه به معيارهاي مختلف ازيكديگرتمايزبخشيد .
1. با درنظرگرفتن معيار زمان :
تحقيقات راباتوجه به اينكه دريك مقطع زماني صورت گيرد يادرچند مقطع مي توان به انواع زيرتقسيم كرد .
الف- تحقيقات مقطعي :
شامل پژوهشهاي كلي است كه صرفاً دريك زمان (t ) صورت مي گيرند و واقعيت را دريك برهه از زمان به كنكاش مي نهند . همانطوري كه ملاحظه مي شود درچنين تحقيقاتي فقط يك زمان(t ) وجود دارد به عنوان مثال تحقيقي را درسال1369درباب طلاق درتهران به انجام مي رسانيم وازعلل وعوامل آن درهمان سال اطلاع مي يابيم .
ب- تحقيقات طولي :
منظورتحقيقاتي است كه درچند مقطع زماني صورت گيرند پس درآن مي توان چندين t (براساس خواست ، امكانات ومقتضيات تحقيق ) درنظرگرفت :
هدف اين است كه حركت پديده درطول زمان شناخته شود به عنوان مثال زماني كه سخن ازاميدبقاي خانواده دريك شهر نظير تهران مي رود يكي ازروشهاي مطالعه چنين است :
يك نسل رابرمي گزينيم ( ازكليه كساني كه درسال1369ازدواج كرده اند ) هرپنج سال يكباربه آن جمعيت مراجعه مي كنيم تاببينيم چه نسبت ازآنان پيوند زناشويي راحراست نموده اند .
درمطالعات طولي مي توان :
الف) پديده را درسطح وبطور وصفي مطالعه كرد : مثلاًتحقيقي درزمينه تحول شيوه هاي گزينش همسردرتهران به انجام مي رسانيم ملاحظه مي شودكه درطول زمان شيوه هاي نويني درراه گزينش همسرپديدآمده اند همچنين سن ازدواج روبه افزايش نهاده است و…
ب) پديده را دراعماق و باتوجه به ابعاد علّی مطالعه كرد : دراين صورت محقق ازخودميپرسد چه عواملي موجب پيدايي دگرگونيها شده اند؟به عنوان مثال چنانچه ملاحظه شد درگزينش همسرميزان مهريه روبه افزايش نهاده است بايدديدكدام عوامل موجبات اين تحول رافراهم ساخته اند .
ج) نوع وآهنگ پديده راسنجيد : تمامي پديده هاي اجتماعي پوياهستند يعني داراي حركت اند ازاينروآنچه درزمان اگوست كنت وبعدازاوجامعه شناسي ايستا خوانده شد عملاً در واقعيت مصداقي ندارد لكن حركت پديده هاي اجتماعي صوري چند مييابدكه درمطالعات طولي سنجش پذيراست :
- برخي به آرامي حركت مي كنند به عنوان مثال پديده هاي چون روابط ونظام اداري ازآهنگ سريع تغييربرخوردارنيستند دراين صورت بدان پديده نيمه ايستا اطلاق ميشود دريك جامعه ی نو نیزناخواسته همين امراتفاق مي افتد زيرادرآن انسانها ازهرتغييردرهراس بوده ودرصدد نگهداري وضع موجود مي باشند .پس شناخت آهنگ پديده هاوعواملي كه موجبات تحجريا سخت شدن آنان را فراهم كرده اند لازم است وتنها ازعهده يك مطالعه طولي برمي آيد .
- برخي به ظاهردرسطح آرام هستند وليك دراعماق تغييرات وسيع مي يابند.به عنوان مثال درشرايط سخت اجتماعي به نظرمي رسد همه چيزپايدار و ثابت است و حال آنكه در دل جامعه دگرگونيهاي وسيعي رخ مي دهند وبا خود شرايط انقلاب وگسست را فراهم مي سازند ، مطالعه چنين پديده هايي دراين شرايط بسيار دشوار است .اعمال شيوه هاي معمول طولي نيزچيزي به دست نمي دهند بنابراين محقق نيازمند ابداع فنوني است كه باآن تغييرات حاصل شده در ريشه ها را باز يابد و اندازه گيري كند پژوهشهايي كه دراصطلاح غيرمستقيم خوانده مي شوند درهمين جهت مفيدند .
- برخي از پديده ها داراي حركاتي ناهماهنگ هستن بدين معني كه جزئي ازآنان به سرعت درحال تغيير است وحال آنكه جزء ديگرحركتي كند نشان مي دهد .
هنگامي كه سخن از باروري درجهان سوم مطرح مي شود مي بينيم ازجانبي شرايط مادي حراست ونگهداري ازفرزندان روبه سختي مي گذارد ازجانب ديگرانديشه هاي قديم باروري كماكان باقي است . به عنوان مثال انسانها درآپارتمانهايي كوچك زندگي مي كنند و با شرايط سخت آموزشي دست به گريبانند امّا بازسطح باروري را همانندگذشتگان نگاه مي دارند حركات ناهماهنگ دربطن پديده هاي اجتماعي نيزبه دقت ازطريق مطالعات طولي سنجيده وحركات متمايل به تضاد اجزا دردرون پديده ها را احتساب كرد .
انواع مطالعات طولي :
مطالعاتي كه قراراست حركت بي وقفه پديده هاي اجتماعي رابه كنكاش نهند انواعي چند مي يابند .دراين سخن به دونوع اشاره مي شود .
الف : پانل
درپانل مطالعه يك روستا ، خانواده ،كارخانه يا يك پديده اجتماعي نظيرازدواج،طلاق و…درزمانهاي گوناگون روي جمعيتي يكسان صورت مي گيرد .شناخت دگرگونيها نه صرفاً با درنظرگرفتن حافظه مردمان بلكه با تحقيق دردنيايي واقع تحقق مي يابد .هرتحقيق مبتني برپانل با مسائلي خاص مواجه است :
1. استمرارپژوهش وجمعيت نمونه
دراكثريت تحقيقات طولي بايدجمعيت نمونه ای نمايابرگزيدتاتعميم يافته هاصورت پذيرشود.اين مشكل خاص درتمامي تحقيقاتي كه درآن مطالعه برروي جمعيت نمونه صورت مي گيرد يا به بيان ديگركل جامعه مطالعه نمی گردد ونيازبه گزينش جمعيت نمونه خاصي احساس مي گردد ديده مي شود . ليكن درپانل بايدجمعيت نمونه تبديل به نسل گردد وقول همكاري درازمدت انسانها نيزبدست آيد .
2. افت جمعيت
مهاجرت ، مرگ ومير،تغييرآدرس همگي عواملي هستندكه موجبات عدم دسترسي به نسل را فراهم مي سازند وپانل را بامشكل مواجه مي نمايند .
3. شرطي شدن دربرابرپانل هنگامي كه مردمي درچند مقطع زماني توسط پرسشگراني واحد باهمان سؤالهامواجه شوند . دونوع شرطي شدن قابل پيش بيني است.
- ازطرفي اين امكان وجوددارد كه پاسخهاي پاسخگويان ابعادي انحرافي يابد :
مثال : تحقيقي رادرنظرآوريدكه دربين روستائيان يك روستاي دور افتاده صورت ميگيرد ودرآن روستاي خاصي که ماعنوانA به آن مي دهيم همه پاسخهارابه درستي داده است شب بعدازتحقيق درقهوه خانه روستابه دوستش مي گويد:بله…آقايي آمدواين سؤالهارامطرح كردومن هم دقيقاًپاسخ دادم،دوستش وسايرذروستائيان ميگويند،چرابه اين سؤال اين طورپاسخ دادي؟بهتربودكمي فكرمي كردي وبه صورت ديگري پاسخ مي دادي.لذا دربرهه هاي بعدي تحقيق اين پاسخگودربرابر اين تحقيق شرطي شده است زيرامي داند پرسشهاچيست وپاسخهايش ازقبل سنجيده وآماده شده است.به آن سوگيري ناشي ازپاسخگواطلاق مي شود .
- ازجانب ديگرپرسشگرياپرسشگران نيز الف) به نوعي شرطي مي شوند ب) يادرمواردي درطول زمان تغييرمي يابند . اين هردودقت كارتحقيق راكاهش مي دهدكه دراصطلاح سوگيري ياضريب انحراف ناشي ازپرسشگرخوانده مي شود .
ب) روندپژوهي
به دليل مشكلات ناشي ازافت جمعيت درپانل كه گاه حساسيت تحقيق رابه كلي كاهش ميداد پژوهشگران برآن شدندكه ازشيوه ی روندپژوهي استفاده كنند دراين تكنيك به جاي مطالعه نمونه ای واحد ازنمونه هاي متعددي كه درويژگيهاي اصلي مشابه باشند درطول زمان استفاده مي گردد.مشكل اساسي درروندپژوهي پيداكردن نمونه هائي است كه تاحدقابل مشابه يكديگرباشند.
1) باتوجه به ميزان ژرفايي
تحقيقات راازاين ديدگاه نيزبه دونوع مي توان تقسيم كرد:
الف : مطالعات پهنانگر
منظورتحقيقاتي است كه بر روي جمعيتي وسيع صورت مي گيرندگاه كل جامعه آماري دراين نوع پژوهش مطالعه مي شود بنابراين دراين تحقيقات بيشترمباحث عيني وسوالاتي باعمق كم مطرح مي شوند به عنوان مثال چنانچه تحقيقي درباب گزينش همسردرشهربافت موردنظراست بايدكل خانواده هاي بافتي يانمونه ی نمايايي ازآنها مورد مطالعه قرارگيرند.دراين حال سن ، جنس ، وضع تحصيل ، وضع اشتغال زوجين وخانواده آنان سوال مي شود و درنهايت ، چگونگي همسرگزيني نيزبه پرسش نهاده مي شود .
اين نوع پژوهش ازاين رو ضروري است كه قدرت تعميم پذيري داده هارافراهم مي سازد يعني مي توان درنهايت هنجارها رابازيافت . آيادربين اين مردم بالاتربودن سن زن ازمردبه هنگام ازدواج ديده مي شود يا خير ؟آياتعدادچنين خانواده هايي چنان اندك است كه مي توان آنان رااستثناءدانست ؟ اگرقاعده اصلي بالاتربودن سن مرد از زن است فاصله سني بطورمعمول چقدراست ؟…
ب : مطالعات ژرفانگر
منظورتحقيقاتي است كه پديده را درعمق بشكافند ازعلل وعوامل سخن گويند وباركيفي،ارزشي وذهني پديده هارابازيابند.به عنوان مثال ، درتحقيق بالاهنگامي كه محقق درصدد بازيابي اين نكته است كه چرا اين مردم دراين سن ازدواج مي كنند ؟يا چرا فاصله سني زوجين دراين حدود جاي مي گيرد ؟ياچراگزينش همسرهمواره با واسطه صورت مي پذيرد ؟ بايد از روشهاي ژرفانگر بهره جويد اين نوع روشهانيز طيفي گسترده دارند برخي صرفاً درمقايسه باتحقيقات پهنانگرعميق به شمارمي آيند امابرخي ديگربه واقع ازعمق زيادي برخوردارند. نظيرمطالعات موردي ، ياتك نگاريهاكه درآن يك مورد ( نظيريك روستا ، يك خانواده ، يك واحدكارياحتي يك فرد) مورد مطالعه قرارمي گيرد.علي رغم تفاوتها نبايد به تعارض وتقابل روشهاي ژرفانگروپهنانگررأي داد.اين روشهامكمل يكديگرندوهريك رادربرهه ای ازجريان طولاني تحقيق به كارمي گيرند.به عنوان مثال،درشناخت همسرگزيني درشهرستان بافت،درآغازشناخت كمي ازطريق روشهاي پهنانگربدست مي آيد ، سپس برروي جمعيتي محدودتر، مطالعات عمقي صورت مي گيردتاچراهاشناخته شوند.پس ازآن مطالعات موردي صورت مي گيردتامشخص شود يك فرد با وضع وشرايطي معين چگونه به گزينش همسرميپردازد تأثيرشيوه هاي گزينش همسربرديگرابعاد زندگي اوچگونه است؟ و…بنابراين مطالعات كمي وغيرژرفايي ازشناخت علي بازمي مانند درسطح جاي مي گيرند وليك تعميم پذيري دادهاراممكن مي سازند مطالعات عمقي تمامي ابعاد ناپيداي پديده هاي ملموس راميشكافند به دنياي ارزشهاراه مي يابند واعماق ذهن آدمي را به پژوهش مي نهند اماقدرت تعميم را ازتحقيق بازمي ستاننداين دونوع روش بايددرجريان اجتناب ناپذيرتكميل متقابل قرارگيرند .