تبليغاتX
تحقيقات اجتماعي
يا علي مدد (تهمتن سالاری عضو هیأت علمی دانشگاه )
 یادگیری تحقیق به زبان ساده ( قسمت سوم)

پرسشنامه:

سؤالهادردرون پرسشنامه معناي واقعي خودرابازمي يابند،بنابراين،ساخت پرسشنامه،نحوةتنظيم آن،ونقشي ويژه دركارتحقيق دارند.

درتهيةپرسشنامه بايددونكته رادرنظرداشت:شكل وقالب پرسشها،ومحتواي پرسشنامه.

نكاتي كه درموردمحتواي پرسشنامه بايدرعايت شوند،عبارتنداز:

الف)اولين اقدام محقق تعيين حدومرزي براي تحقيق است.

ب)اقدام ديگر تحديدموضوعاتي است كه بايددرپرسشنامه مطرح شوند،پس ازآن سؤالهاي متناسب باموضوع تحقيق صورت مي گيرد.

ساخت دهي پرسشنامه:

درموردنحوة جريان پرسشهادريك پرسشنامه دوشيوةممتازوجوددارد:

      ×        شيوةقيفي:بااين شيوه سؤالهاچنان تنظيم مي شوندكه ازسؤالهاي عمومي به طورمنظم به سؤالاتي ويژه حركت نمائيم.

      ×        شيوةقيف وارونه:بااين شيوه ابتداسؤالهاي خاص مطرح مي شوندوآرام آرام به سوي سؤالات عمومي پيش مي روند.

هريك ازاين دوشيوه درجهت تحقق هدفي خاص به كارمي آيدوليك بايددرهرحال ساخت پرسشنامه چنان پي ريزي شودكه هدفهاي زيرراتحقق يابد:

1-تسلسل منطقي بين سؤالهاوجودداشته باشد.

2-هرسؤال باتوجه به هدفي معين وبادرنظرگرفتن نحوةاستخراج آن ونوع استفاده ازآن مطرح گردد.

3-ازاثرالقايي سؤالهابريكديگرجلوگيري گردد،زيرااين اثرموجبات تحريف پاسخهارافراهم مي سازد.پس تسلسل پرسشهاچنان باشدكه:

الف)متعاقب پرسشهاي هيجان آفرين،پرسشهاي آرامش بخش طرح شود.

ب)سؤالهاي حساس،نظيردرآمد،آدرس،نام ونام خانوادگي چنان مطرح شوندكه موجبات انحراف درپاسخهاي بعدي رابه طورعمدازجانب پاسخگوفراهم نسازند.

صورياراههاي اجراي پرسشنامه:

تكميل پرسشنامه ازاين به سه صورت امكان پذيراست:

-ازطريق گفتگوي مستقيم بامخاطب كه بدان مصاحبةحضوري اطلاق مي شود.

-ازطريق ارسال باپست كه بدان پرسشنامةپستي اطلاق مي شود.

-ازطريق تلفن كه بدان مصاحبةتلفني اطلاق مي شود.

طرح پرسشنامه:

قواعدكلي ساختارپرسشنامه:

      v        فقط شامل پرسشهايي باشدكه به موضوع تحقيق وبرنامه تحليل آن مربوط است.

      v        پرسشنامه تاحدامكان براي پاسخگوگيراباشد.

   v    كوتاه باشدتاحدي كه براي گردآوري اطلاعات ضروري جهت تحليل مسائل تحقيقي كافي بوده ودرضمن تمام ابعادضروري مسألةتحقيق رادربرگيرد.

      v        اگرپرسشنامه ارسالي است بايدحاوي تذكراتي مختصروكافي دربارةنحوه پركردن واعادةآن باشد.

   v    پيشاپيش بايددرنظرگرفت كه پاسخگوبادريافت پرسشنامه باچه مسائل بالقوه اي مواجه مي شودتاتمهيدات مقتضي براي برطرف كردن آن به عمل آيد.

انواع سؤالات:

   z    سؤالات بازوبسته:سؤالات بسته پاسخگورامحدودبه انتخاب پاسخي يگانه ازفهرستي معين مي كند(به همين دليل آن راپرسش باگزينه تحميلي مي خوانند)چنين فهرستي ازپاسخ هابايدتمام دامنه جوابهاي ممكن رادربربگيرد،يعني بايدجامع باشد.مثلاًاگردرباره مذهب پاسخگوسؤال مي كنيد بايدتمام پاسخهاي ممكن راقيدكنيد:كاتوليك،پروتستان،مسلمان،يهودو

يكي ازشرايط ديگرسؤالات بسته اين است كه سؤالات دريكديگرتداخل نداشته باشندتاپاسخگوگمان نكندمي تواندبيش ازيك پاسخ رابرگزيند.مثلاًدرموردطبقات مذهب اگربدين صورت باشد:مسيحي،مسلمان،يهودي ،پروتستان ودراينجا مثلاًمسيحي وپروتستان درهم تداخل دارند.به عبارت ديگرچون پروتستان طبقةفرعي مسيحي است درفهرست پاسخها دوبارسنجيده مي شود.

      z        پرسش باز:پرسشي است كه مقابل آن خالي است تاپاسخگوپاسخ خودرادرآنجابنويسد.

   z    سؤالات مشروط:سؤالي كه وابسته به پاسخ سؤال(ياسؤالات)قبلي است سؤال مشروط خوانده مي شود.وقتي ازپاسخگوپرسيده مي شودروزي چقدرسيگارميكشدپاسخ دادن به چنين پرسشي مشروط به پاسخ پرسش قبلي (آياسيگارمي كشيد)است.

   z    پرسش هاي قالبي:دراين نوع پرسشهاگزينه هاي پاسخ يك رشته ازپرسش هايكسان است ومعمولاًپرسش هانيزبه هم شبيه اند.مثلاًجواب پاسخگوبه يك رشته ازنگرش هاممكن است بدين صورت باشد:كاملاًموافق،بي نظر،مخالف،كاملاًمخالف.

نظم وترتيب سؤالات:

دراين زمينه دوقاعدةساده وجوددارد.درپرسشنامه هاي ارسالي سؤال اول بايدچنان گيراباشدكه پاسخگورابه ادامه (وتكميل)آنبرانگيزد.(درمصاحبه پرسش هاي اوليه غالباًحاوي پرسش هاي ساده وبي خطردرباره وضعيت محل است مانند:«دراينجاچندنفربالاي هيجده سال زندگي مي كنند؟»قاعده ديگراين است كه بايد پرسش هايي كه احتمالاًپاسخگورغبتي به پاسخ دادن بدانها نخواهدداشت(ماننددرآند،نژاد)درانتهاي پرسشنامه درج كرد.اين قاعده مانع دلسردي واجتناب پاسخگوازتكميل آن مي شود.

پرسش هايي راكه دربارةموضوع معيني اندبايدبه دنبال هم آوردتاتمركزحواس پاسخگوبرهم نخورد.گاه مي توان پرسش هايي راكه درباره موضوع معيني است(مثلاًسوابق تحصيلي)دربخش جداگانه اي درج كرد.

روشهاي اسنادي:

روشهاي اسنادي درزمره روشهاي غيرمزاحم وغيرواكنشي به شمارمي آيد.به اين دليل كه هنگام استفاده ازديگرروشهانظيرمشاهده،مصاحبه ومشكل اساسي جمع آوري اطلاعات است وحال آنكه به هنگام كاربردروشهاي اسنادي اطلاعات موجودند.علاوه برآن،اين روشهاازمشكلات بزرگي كه درتحقيقات آزمايشي ياحتي مصاحبه پيش مي آيدمبري هستند.

زمينه هاي مورداستفاده:

استفاده ازاسنادومدارك زماني صورت مي گيردكه ياتحقيقي تاريخي دردست انجام باشدوياآنكه تحقيق مرتبط باپديده هاي موجودبوده ولي محقق درصددشناسائي تحقيقات قبلي درموردآن موضوع برآمده باشد.وياآنكه پژوهش نيازبه استفاده ازاسنادومدارك راايجاب نمايد.

 

 

مسائل وامتيازات روشهاي اسنادي:

به هنگام استفاده ازروش اسنادي براي مطالعه پديده هاي تاريخي،محقق بامسائلي خاص وامتيازاتي ويژه مواجه است.

مسائل:

باتوجه به ماهيت پديده هاي تاريخي،محقق بامشكلاتي چندمواجه است،كه بعضي ازآنهاچنين اند.

   ]    حوادث تاريخي زدنده نيستند،بلكه مربوط به گذشته دوريانزديك اند.ازاين رو،درك وفهم مستقيم آنان ممكن نيست،پس همواره به طورباواسطه مطالعه وياارزيابي مي شوند.

      ]        گذشتةتاريخي هرگزقابل تكرارنيست.

      ]        مجموعةتاريخي هرگزتماماًدراسنادومدارك جاي نمي گيرد.

      ]        هيچ واقعه تاريخي به طورمجزامعناندارد.

امتيازات:

   ]    پديده تاريخي معمولاًازروشني بيشتري برخورداراست.به عنوان مثال شناخت مشروطيت بعدازگذشت چنددهه،روشنتروشفاف تراست واظهارنظرپيرامون آن آسان تراست.

      ]        درتحقيقات جامعه شناسي نيزاين روش به كارمي رود:

به عنوان مثال،هنگامي كه محققي درنظردارد،به شناخت مسائل ونيازهاي جوانان درجامعه امروزايران دست زند،لزوماًبايدتحقيقات پيشين ونتايج آن رابازشناسد،تاازتكراراجتناب ورزدوتحقيق راباپژوهشهاي پيشين پيونددهد.

مآخذيابي:

بايدتوجه داشت كه اصالت يك تحقيق اسنادي به منابع حائزاهميتي است كه ازآنان استفاده مي شود.همانطوركه اصالت ودرستي يك تحقيق ميداني به روشهاي درست ونمونه گيري معتبر آن بستگي دارد.به عنوان مثال،چنانچه تحقيقي درزمينة خانواده درعصرقاجارازديدگاه جامعه شناسي صورت گيرد،بايددرآن ازتمامي منابع استفاده شود،اگرمنبع مهمي باشدومؤلف ازآن سودنجسته باشدبه يقين ازاعتبارتحقيق كاسته خواهدشد:«سندهائي كه پديده هاي اجتماعي بررويشان اثرهائي باقي مي گذارد،بسيارفراوان وبسيارگوناگونند:بايگاني ها،شمارشهاي آماري،مطبوعات،اسنادشخصي،آلات وابزار،تصويرها،عكسها،فيلمها،نوارهاي ضبط صوت و».

بنابراين هرمحقق براي ارتقاءسطح شناخت واثبات ياردفرضيه هايش مي تواندازاسنادي وسيع وگوناگون استفاده كند.

مآخذموجوددرهركتابخانه درسه گروه قابل تقسيم اند:

      ¨        كتب

      ¨        مجله هاونشريات ادواري

      ¨        اسنادديگر

1)كتب:كتب نيزبه دوگروه تقسيم مي شوند:

الف-فرهنگها،دايره المعارف ها،دانشنامه ها،اطلسها،وكه منابع عام مي باشند،اطلاعات كلي رابه دست مي دهند،كليدورودبه مباحث تخصصي وخاص به شمارمي آيندودراصطلاح كتب مرجع خوانده مي شوند.زيرا«كتابي اختصاصاًدرمعناي دقيق كلمه مرجع شناخته مي شودكه نه براي مطالعه سراسرآن،بلكه براي پاسخ يابي ازبخشي ازآن مورداستفاده قرارمي گيرد.»

ب)كتب ومراجع خاص كه دررشتةتخصصي محقق درآمده اند.دراين جاگاه تمامي يك كتاب موردمطالعه قرارمي گيرد.

2)مجله هاونشريات ادواري:

مجلات ونشريات ادواري،بابردي وسيع كه ازروزنامه هاآغازمي شودوبه مجله هاي خاص وتخصصي مي رسد،ازمنابع مفيدولازم به شمارمي آيند.

 

 

3)اسناد:

اسنادشامل نشريه هائي است كه توسط سازمانهاي ذيصلاح نظيربانك مركزي،مركزآمارقضائي وزارت دادگستري ومنتشرمي شوندومنابعي قابل وثوق براي هرمحقق به حساب مي آيند.

نحوه استفاده ازكتابخانه:

تقسيم بندي مراجع درهركتابخانه بااستفاده ازفيشها صورت مي گيرد.هرفيش به طريقي شناسنامه جامع اثررادارا مي باشد.فيش مؤلف،اصلي ترين فيشهاست وبااستفاده ازآن فيشهاي ديگري نيزبدست مي آيدتاآنانكه نام نويسنده يك اثررانمي دانند،بتوانندبااستفاده ازشاخصهاي ديگر،نظيرموضوع اثر،نام مترجم،حتي عنوان كتاب بران دست يابند.مثال:

كازنو،ژان

جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي،نوشتةژان كازنو،

ترجمه باقرساروخاني(و)منوچهرمحسني،تهران،

سروش،1356

فيش برداري ومآخذگذاري:

الف)فيش برداري؛

قبل ازهرچيزبايدطرح تحقيق فراهم آمده باشد.يعني مؤلف بدانددراثرش به چه جهاتي ازپديده اشاره خواهدكرد.يابه تعبيرخودبداندچه مي خواهد.پس،تهيه طرح ازاساسي ترين اقدامها درهركارتحقيقي است.هنگاميكه طرح كارنهائي شد،يعني فهرست موقت مطالب لازم بدست آمد.مولف باتوجه به محتواي آن،آثارموردتوجه راانتخاب مي كند،چون مي داندازهراثرچه مي خواهدودركدام بخش يافصل ازآن استفاده خواهدكرد،بنابراين مي توانددريك روزچندين اثررامورداستفاده قراردهد.زيرادرهراثر،به فصل ياحتي صفحه اي مراجعه خواهدكردكه موردنيازمي باشد.

نخستين گام درراه فيش برداري،آماده سازي فيشهاست.هرفيش برگه اي است درحدودنيم صفحةمعمولي.بالاي صفحه خالي است چون پس ازبرداشتن يادداشتهاوكامل شدن فيش برداري ،بايدنام ياشماره بخش ياحتي فصلي كه درآن به كارمي آيندنوشته شود.

شناسنامه يامشخصات كتابها:

براي هركتاب بايدمشخصات زيردرفيش ياداشت شود:

نام خانوادگي مؤلف،نام مؤلف،نام كامل اثر،نام ونام خانوادگي مترجم(چنانچه كارترجمه باشد)محل انتشار،نام مؤسسه انتشاراتي،سال انتشار،تعدادصفحات(درصورت لزوم)شماره چاپ(چنانچه چندبارچاپ شده باشد)،شمارهجلد(چنانچه اثردرچندجلدمنتشرشده باشد)انتشارمحدودبه صورت فتو كپي (درصورتي كه اثرفقط به صورت فتوكپي تكثيرشده باشد).

چنانچه دراثري محل انتشارقيدنشده باشد،درآن صورت علامت (بي جا)درجاي آن نهاده مي شودهمينطور،چنانچه اثرفاقدتاريخ باشدعلامت(بي تا)وياآنكه فاقدنام مؤلف باشد(بي نا)گذارده مي شود.

مثال:كازنو،ژان،«جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي»مترجمان باقرساروخاني،منوچهرمحسني،تهران،انتشارات سروش،1356،چاپ اول.

شناسنامه يامشخصات مقالات:

تفاوت مختصري بين شناسنامه يامشخصات يك كتاب ويك مقاله وجوددارد،درموردهرمقاله مشخصات زيربايدياداشت شوند:

نام خانوادگي مؤلف،نام مؤلف،عنوان كامل مقاله،نام ونام خانوادگي مترجم(چنانچه ترجمه باشد)،نام مجله،دوره،جلدوشماره مجله،سالانتشار،محل انتشار،صفحات.

مثال:ساروخاني،باقر،«شبيه سازي شيوه اي درتحقيقات اجتماعي»نامه علوم اجتماعي،دوره جديدجلداول،شماره 2،1368،تهران،صص 129-117.

 

مآخذآوري:

مندرجات فيش منابع دقيقاًدرپايان اثرتحت عنوان فهرست منابع آورده مي شودبدين شكل كه:

1)برحسب نام خانوادگي مؤلفان رده بندي مي شود.2)ازذكرعناوين دكتر،مهندس اجتناب ميگردد،وعلائم موجوددرزيرهرفيش نيزدرپاورقي اثرآورده مي شود.

مثال:بيرو،آلن،«فرهنگ علوم اجتماعي»،مترجم باقرساروخاني،تهران،انتشارات كيهان،1366.

اندازه گيري قابليت اعتباروقابليت اعتماددرتحقيقات اجتماعي

اندازه گيري عبارت است ازنسبت عددي ومقداري دادن به صفاتي ازاشياءياافرادبراساس قواعدمعين.

بطوركلي اندازه گيري درپژوهش هاي اجتماعي فرايندي است كه طي آن متغيرهاوفرضيه هاي تحقيق ازطريق تبديل خصوصيات وصفات آنهابه اعدادوارقام،موردسنجش قرارمي گيرند

سطوح اندازه گيري:

متغيرهادرچهارسطح موردسنجش قرارمي گيرندوبرحسب اين سطوح،چهارنوع مقياس  زيررامي توان ازهم تميز داد.

مقياس اسمي،مقياس ترتيبي،مقياس فاصله اي،مقياس نسبي.

   ÿ    سطح اسمي:سطح اسمي پائين ترين سطح اندازه گيري است كه طي آن بوديانبوديك صفت موردسنجش قرارمي گيرد.متغيرهايي كه دراين سطح بررسي مي شوند،يادوارزشي (دووجهي)هستند؛مانند،زن بودن يامردبودن ؛ياچندارزشي هستند؛مانندرشته هاي تحصيلي،(جامعه شناسي،جغرافيا،شيمي و)

   ÿ    سطح ترتيبي:اين سطح كمي پيشرفته ترازسطح اسمي است؛علاوه بردارابودن يادارانبودن يك صفت مي توان ترتيب آنها رانيزازلحاظ شدت وضعف نسبي تعيين نمود.اشكال عمدةاين سطح معلوم نبودن فاصله ميان طبقات است.

 

مثال:طبقه بندي افرادبرحسب ميزان فعاليت دردرس خواندن.

       داراي فعاليت كم                   داراي فعاليت متوسط                  بسيارفعال

دراين جامعلوم نيست كه فاصلةبين فعاليت كم بامتوسط به اندازه فعاليت متوسط تازياداست.

   ÿ    سطح فاصله اي:اين سطح ازسطوح قبلي،پيشرفته تراست.دراين سطح علاوه بردارابودن يادارانبودن،شدت وضعف طبقات،مي توان سنجيدكه يك صفت راچقدربيشترياكمترازشخص ديگري دارااست.مثال:معدلي رادرنظرمي گيريم؛

 


                      19                18          17         15        17             12      75/11  11

   ÿ    سطح نسبي:سطح نسبي دقيق ترين سطح اندازه گيري است كه علاوه برداشتن ويژگي هاي سطوح قبلي مبناي اندازه گيري آن صفرمطلق است.اين نوع اندازه گيري درواقع نوعي ازمقياس فاصله اي است كه تنهاتفاوت آن باسطح فاصله اي دراين است كه مبدأسنجش صفراست.

 


                 50000     40000       30000           20000          10000                     0

                                                                                                                     درآمد  

قابليت اعتباروقابليت اعتمادبودن در اندازه گيري:

اعتباردراندازه گيري راروايي وقابليت اعتمادراپايايي اندازه گيري مي نامند.روايي ازواژه روابه معناي جايزودرست گرفته شده وروايي به معناي صحيح ودرست بودن است.پايايي اسم مصدر،ازمصدرفارسي پاييدن،به معناي طول كشيدن ودوام داشتن،ومنظورازآن،بدون تغييرباقي ماندن وثابت بودن است.روايي،يعني اينكه درصورت تكرار،نتايج مشابه بدست دهدوساده ترين تعريف پايايي عبارت است ازميزان همساني نتايج سنجش مكرر.

امابطوركلي اعتباريعني «آياواقعاًهمان چيزي رامي سنجيم كه قصدسنجش آن راداريم»

 

نمونه گيري:

براي درك درست نمونه گيري،درآغازبايد واژگان كليدي آن مطرح شود:

نمونه؛درتعريف نمونه ياجمعيت نمونه بايدگفت «درمعناي كلي هرجزءازجامعه راميتوان نمونه آن جامعه خواند»امادرمتعارف ودستوري كلمه،درهرجامعه به آن جزئي نمونه گفته مي شودكه معرف جامعه باشد.منظورازشرط معرف بودن آن است كه همه صفات جامعه،خاصه آن صفاتي كه ازلحاظ موضوع تحقيق داراي اهميت است،به تناسب درنمونه وجودداشته باشدوبتوان نتايج حاصل ازآن رابه كل جامعه آماري تعميم داد.بااين تعريف ،هرنمونه بايدداراي صفاتي چون معرف بودن ،وتعميم پذيري باشد.

جامعه آماري؛مجموعه اي ازافرادهستندكه يك ياچندصفت مشترك دارند.

مثال:دانشجويان دانشگاههاي كرمان.

حجم نمونه؛تعدادكل عناصرنمونه است،درمقابل،حجم جامعه آماري شامل مجموعه عناصرموجوددرجامعه آماري است كه مبناي محاسبه درنمونه گيري محسوب ميشود.

برآوردحجم نمونه؛سؤالي كه هميشه درجريان تحقيق مطرح مي گرددبدينصورت است كه چگونه وچه تعدادافرادجامعه رابعنوان جامعه آماري بايدانتخاب نمودتابتوان نتايج حاصله ازاين نمونه گيري رابه كل جامعه نمونه آماري تعميم داد.دراين جادوروش رابراي رفع اين مشكل خواهيم آموخت.

   Œ    روش تخميني:دراين روش ازتخمين شخصي استفاده مي شود،يعني اينكه پژوهشگربراي بدست آوردن تعدادجامعةنمونه وآماري اقدام به تعيين درصدمعيني ازجامعةآماري (مثلاً:1%،10%،20%،30%،و)رامي نمايد.دراين روش هرچه امكانات،مقدورات وزمان بيشترباشدپژوهشگرمي تواندحجم نمونه راافزايش داده كه درنتيجه اعتبارومعرف بودن نمونه براي جامعه افزايش مي يابد.

اعتباراين روش زيادنيست چون هميشه اين ابهام وسؤال وجودداردكه آياپژوهشگرتوانسته است نمونه اي راموردمطالعه قراردهدكه معرف جامعه باشد،آياشاخصهاي محاسبه شده ازاعتبارلازم براي استنباط آماري وبرآوردپارامترهاي جامعه برخورداربوده است.

       روش استفاده ازتكنيكهاي آماري:براي بدست آوردن حجم نمونه ازاين طريق پژوهشگراطلاعات وپارامترهاي دربارةجامعه اي كه قصدنمونه گيري ازآن درجامعه بدانديعني بداندچنددرصدجامعه آن صفات رادارند(P )وچنددرصدفاقدآن هستند(q )وهمچنين بايدبدانيم چگونه بااستفاده ازواريانس وانحراف استاندارددرجامعه وسايرروشهاي آماري حجم نمونه رامحاسبه نمود،براي پيدانمودن حجم نمونه ازفرمول زيرمي توان استفاده نمود.

 

 

كه درآن:                                                               درصدتوزيع صفت درجامعه=p

                                   يعني نسبت درصدافراديكه داراي صفت موردمطالعه اند.

                                                    درصدافراديكه فاقدآن صفت درجامعه هستند=q

                                                                                      دقت احتمالي مطلوب=d

                                                            تعدادحجم نمونه كه بايد محاسبه شود=n

مثال:كارخانه اي داراي 8545=Nكارگرمزدبگيرمي باشد.پژوهشگري درتحقيقش فقط به كارگران خط مونتاژ كه تعدادشان 3996=n مي باشد،احتياج دارد.حجم نمونه رادرسطح اطمينان 95%محاسبه نمائيد.(مقدارt هميشه برابراست با96/1+-)و(مقدارd رامي توانيم05%درنظربگيريم).درنتيجه:

 

 

 

يكي ديگرازراههاي برآوردn ازيك متغيردوارزشي مي باشد،اين فرمول بسط يافته فرمول قبلي است بااين تفاوت كه دراين فرمول حجم جامعه آماري نيز دخالت دارد،وبقيه نشانه هاهمان است كه قبلاًبه آنهااشاره شد،كه ازاين طريق مي توان به يك نمونه منطقي تردست يافت ،چون حجم جامعه نيزدرآن دخالت دارد.

 

 

 

اما اگردرجائي مجبورباشيم درصورتيكه مقدارpوq دردسترس نباشدمي توان هريك رامعادل5/0گرفت.

يعني:

 

قشريالايه:منظورمقوله هاياقالبهاي اصلي است كه جامعه آماري رابدان تقسيم ميكنند.بنابراين،زمانيكه جامعه آماري باتوجه به متغيرهاي اصلي تحقيق به گروههاي سني،شغلي،تحصيلي،تقسيم مي شود،هرگروه به دست آمده رادراصطلاح لايه ياقشرمي خوانند

روشهاي نمونه گيري:

محقق بعدازبرآوردحجم نمونه آماري،ازطريق روش هاي زيرعمل نمونه گيري راانجام مي دهد:

1)روشهاي نمونه گيري احتمالي

2)روشهاي نمونه گيري غيراحتمالي

  &   روش نمونه گيري احتمالي:درروش نمونه گيري احتمالي،نمونه به صورتي انتخاب مي شودكه هريك ازافرادجامعه موردمطالعه احتمال مشخص ومعمولاًيكسان براي انتخاب شدن درنمونه رادارند.

روشهاي نمونه گيري احتمالي عبارتنداز:

     E        نمونه گيري تصادفي ساده

     E        نمونه گيري طبقه بندي شده

     E        نمونه گيري خوشه اي ياچندمرحله اي

     E        نمونه گيري سيستماتيك

   §     نمونه گيري تصادفي ساده:روش نمونه گيري تصادفي درواقع همان روش قرعه كشي است كه هريك ازافرادجامعه آماري شانس مساوي براي انتخاب شدن دارند.درروش نمونه گيري تصادفي ساده مي توان اسامي هريك ازافرادراروي تكه اي كاغذنوشت،سپس آنهارادريك كيسه ريخت واسامي رابرهم زدونمونه راازبين آنهاانتخاب كرد.

   §     نمونه گيري طبقه بندي شده:دراين روش جامعه آماري به گروه هاوطبقات متجانس تقسيم مي شودوسپس به تناسب توزيع فراواني هرطبقه،سهميه گروهاياطبقات تعيين مي شود.درمرحلةبعدي ازهرطبقه به صورت نمونه گيري سيستماتيك ياتصادفي ساده،افرادنمونه آماري انتخاب مي شود.

مثال:فرض كنيدجامعه آماري با200نفردربين دانشگاههاي تهران،تربيت معلم وشهيد بهشتي به شرح زيرتوزيع شده باشندوبخواهيم20درصديا40درصدآنان رابه عنوان نمونه انتخاب نمائيم،دراين صورت ازطريق تناسب عمل مي كنيم:

تهران:80نفر16                                       80نفرتهران               200جامعه آماري

تربيت معلم:70 نفر14                                    x                    40حجم نمونه

شهيدبهشتي:50نفر10                                                       16Xi=           

         §         نمونه گيري خوشه اي ياچندمرحله اي:

روش نمونه گيري خوشه اي درچندمرحله انجام مي گيردواين روش زماني مورداستفاده قرارمي گيردكه احتمال دسترسي به كليه واحدهاي موردمطالعه مشكل ياوجودنداشته باشد.به عنوان مثال:فرض كنيدبخواهيم رفتارهاي ‌آموزشي N نفرازدانشجويان راموردمطالعه قراردهيم وبراي رسيدن به اين منظور،ازكل دانشگاههاي كشوريك دانشگاه راانتخاب مي كنيم وازدانشگاه انتخاب شده،رشتةخاصي راانتخاب مي كنيم وازرشتة خاص،دانشجويان ورودي سال معين راانتخاب ودرمرحلةآخرازميان دانشجويان رشته معين وسال ورودي خاص،تعداددانشجويان موردنظررابه عنوان نمونه تعيين وانتخاب مي كنيم.

دانشگاههاي كل كشور

انتخاب يك دانشگاه

انتخاب رشته خاص

انتخاب سال ورودي خاص

انتخاب دانشجويان موردنظربه شيوه منظم ياتصادفي

      §         روش نمونه گيري سيستماتيك:

 دراين روش بايداسامي افرادجامعه آماري دردست باشد،سپس براساس فرمول N تقسيم برn فاصله انتخاب نمونه ازميان تعدادكل جامعه آماري تعيين مي شود.دراين روش نفراول به صورت تصادفي انتخاب مي شودپس ازآن نفربعدي باگذشتن ازتعدادمشخصي ازاسامي كه ازفرمول بالابدست مي آيدانتخاب مي شود.فرض كنيدجامعه آماري معادل 500نفرونمونه آماري معادل 100باشد،دراين صورت انتخاب افرادمعادل 5مي شود،حالاازروي اسامي كل جامعةآماري(500نفر)5تا5تاافرادراانتخاب مي كنيم.مثلاً:نفرپنجم ،نفردهم،نفرپانزدهم ،نفرپانصدم.

    &      روش نمونه گيري غيراحتمالي:

درروش نمونه گيري غيراحتمالي چارچوب نمونه گيري وجودندارد.دراين روش پژوهشگران مانندخبرنگاران عمل مي كنند.روش نمونه گيري غيراحتمالي به دوطريق انجام مي شود1)اتفاقي2)سهميه اي

درروش اتفاقي ابتداحجم نمونه راانتخاب وسپس هرفردي ازنمونه راكه به طوراتفاقي دردسترس قرارگيرد،بررسي مي كنيم.درروش سهميه اي ابتدامشخص مي كنيم كه ازهرطبقه ياگروه چندنفربايدبررسي شود،به عنوان مثال:فرض كنيدحجم نمونه آماري مساوي 200نفراست كه 50درصدآن رابه گروه زنان و50درصدديگررانيزبه مردان اختصاص مي دهيم.فرق اين روش باروش اتفاقي تنهادرتعيين سهميه هرگروه نهفته است.

پردازش وتحليل داده ها:

الف)پردازش؛

پردازش داده هابين دومرحلةجمع آوري داده هاوتحليل داده هاجاي مي گيرد.هدف ازپردازش،آماده سازي داده ها براي تحليل است.پژوهشگراجتماعي درمرحلةپردازش داده هاكارهاي زيرراانجام مي دهد:

1)ويرايش2)كدگذاري3)تهيةجدول ماتريس داده ها4)جدول بندي

1)      ويرايش:

منظورازويرايش آن است كه محقق،صحت وسقم پاسخ ها،كامل ياناقص بودن پرسشنامه هاوميزان يكنواختي درفهم مصاحبه گران ازسؤالات تحقيق رابه منظوركشف  وحذف اشتباهات موجوددرپرسشنامه ها،موردبررسي وارزيابي قراردهدوطي آن احتمالاًتعدادي ازپرسشنامه هارادورريخته ومجدداًاقدام به تكميل پرسشنامه هاي موردنيازمي نمايد.

2)كدگذاري:

پس ازتكميل وجمع آوري پرسشنامه ها،كنترل وويرايش آنها(پاسخها)مرحله كدگذاري آغازمي شود.كدگذاري روشي است كه بوسيله آن پاسخ هاي مربوط به سؤالات موجوددرابزارجمع آوري اطلاعات؛مثل،پرسشنامه،به صورت عدددرمي آيند.به بيان ديگركدگذاري،فرايندي است كه طي آن معني پاسخ پاسخگويان به زبان عددي بيان مي شود.

3)ماتريس داده ها:

پس ازكدگذاري اطلاعاتي كه براي هريك ازمتغيرها،درمرحله جمع آوري داده هابدست مي آيد،درجدول ماتريس داده ها،منظم وخلاصه مي شوند.ماتريس داده ها،جدولي است شامل رديف هاوستون هاكه درتقاطع ستون ورديف،پاسخ يك فردبه يك پرسش بصورت عددذكرمي شود.درجدول ماتريس هرستون به يك پرسش وهررديف به يك پاسخگوتخصيص مي يابد.درهرماتريس،تعدادستون هاباتعدادسؤالات پرسش هاي پرسشنامه وتعدادرديف هاباتعدادپاسخگويان برابراست.هررديف بيانگرپاسخ هاي يك پاسخگووهرستون بيانگرپاسخ هاي همه پاسخگويان به يك پرسش است.

بطوركلي ماتريس داده ها،جدولي است كه پاسخ هاي دريافت شده ازپاسخگويان ازطريق ارزش هاي عددي وكمي واردآن مي شوند.درصورت استفاده ازنرم افزارspss مي توان به طور مستقيم داده هاراواردكامپيوتركرد.

4)جدول بندي:

پژوهشگرازطريق جدول بندي به خلاصه كردن ومنظم كردن داده هادرقالب جدول هاي آماري مي پردازد؛به عنوان مثال:داده هاي مربوط به متغيرجنسيت رامي توان به صورت زيرتنظيم كرد:

جنسيت

X              Fi

زن                 9

مرد               11

جمع            20

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                      

 

منابع ومآخذ

 

   1.     ساروخاني ،باقرروشهاي تحقيق درعلوم اجتماعي،جلداول ،چاپ پنجم،تهران،انتشارات پژوهشگاه علوم انساني ومطالعات فرهنگي،1378

      2.         رفيع پور،فرامرز،كندكاوهاوپنداشتها،چاپ نهم،تهران،انتشارات شركت سهامي انتشار،1377

      3.         سرايي،حسن،مقدمه اي برنمونه گيري،چاپ دوم ،تهران،انتشارات سمت،1375

      4.         كلودژاوو،پژوهش به شيوه پرسشنامه اي،مترجم جهانگيرجهانگيري،چاپ اول،شيراز،انتشارات راهبرد،1373

      5.         بيكر،ترزال،نحوه انجام تحقيقات اجتماعي،مترجم هوشنگ نايبي،چاپ اول،تهران انتشارات روش،1377

      6.         طالقاني ،محمود،روش تحقيق نظري،چاپ دوم،تهران انتشارات پيام نور،1378

      7.         دي.اي.واس ،پيمايش درتحقيقات اجتماعي،ترجمه هوشنگ نايبي،چاپ اول،تهران نشرني،1376

   8.     فرد.ان،كرلينجر،مباني پژوهش درعلوم رفتاري،ترجمه حسن پاشاشريفي(و)جعفرنجفي زند،چاپ اول،تهران،مؤسسه انتشارات آواي نور،1374

      9.         قائمي،علي،روش تحقيق باتأكيدبرمكتب شناسي،چاپ دوم،تهران،انتشارات اميري،1372

 

 

|+| نوشته شده توسط تهمتن سالاري در یکشنبه نهم دی 1386  |
 یادگیری تحقیق به زبان ساده ( قسمت دوم)

      ü        متغيرها

تعريف متغير:

-ويژگيهاي يك جامعةآماري كه ازفردي به فردديگروياازيك شيئي به شيئي ديگرتفاوت مي پذيرد،متغيرناميده مي شود.

-متغيرهاآن شرايط ياخصوصياتي است كه پژوهشگرآنهارادستكاري،كنترل يامشاهده مي كند.

-متغيرعاملي است كه ارزشهاي مختلفي رابدان نسبت مي دهند.مثلاًمتغيرقدياسن هركدام عاملي است كه ارزشهاي عددي رابدان منسوب مي كنيم.

انواع متغيرها:

الف)انواع متغيرها برحسب ماهيت آنها

1)متغيرهاي كمي:متغيرهايي هستند كه ارزشها ومقاديرمتفاوتي رامي پذيرندبه عبارت ديگر،متغيرهاي كمي،متغيرهايي هستندكه درآنهاتفاوت ميان آزمودني هاتفاوت درمقداريادرجه مي باشد.مانندميانگين نمره هاي درسي دانشجويان.

2)متغيرهاي كيفي:متغيرهاي كيفي،متغيرهايي هستندكه كيفيت وحالت هاي متفاوتي رامي پذيرند.به عبارت ديگر،متغيرهاي كيفي متغيرهايي هستندكه درآنهاتفاوت ميان آزمودني ها،تفاوت درنوع مي باشدوهرآزمودني،به طبقه اي ازيك مجموعةطبقات نسبت داده مي شود.دراينجا ممكن است به منظورتشخيص طبقات مختلف ازاعداداستفاده شود،ولي اين اعدادمعني مقداري ندارند،مثل،مذهب،جنسيت،ووضع تأهل.

ب)انواع متغيرهابرحسب كاركردآنهادرفرايندتحقيق:

1)متغيرهاي وابسته:منظورمتغيرهايي است كه درجريان يك تحقيق،متأثرازمتغيريامتغيرهاي ديگرند.مثلاًدريك تحقيق كه موضوع آن بررسي اشتغال زن درشهركرمان است،مي بينيم،تحصيل زن براشتغال اوونوع شغلش اثرمي گذارد،پس مي گوئيم:تحصيل متغيرمستقل است واشتغال،متغيروابسته

2)متغيرهايي مستقل:منظورمتغيرهائي است كه برديگرمتغيرهاتأثيرمي گذارند.به عنوان مثال،چنانچه دريك تحقيق ملاحظه مي شود،ثروت برميزان تحصيلات تأثيرمي گذارددرآن صورت مي گوئيم،متغيراول(ثروت)متغيرمستقل است.

مثال2:پايگاه اجتماعي والدين               عملكرد تحصيلي فرزندان

متغيرy،متغيروابسته است وتغييرات آن راازروي تغييرات متغيرx ،تبيين وپيش بيني مي كنيم.

3)متغيرهاي واسطه اي (متغيرمداخله گر) متغيري است كه واسطه اي بين متغيرمستقل ومتغيروابسته قرارمي گيرد،مثال:متغيرپايگاه اجتماعي والدين ازطريق مكانيزم هاي عمل كنندةآن،روي متغيرعملكردآموزشي فرزندان تأثيرمي گذارد.

4)متغيركنترل:متغيري است كه اثرآن روي متغيرمستقل ومتغيروابسته ياتنهاروي متغيرمستقل ثابت نگهداشته مي شود.

ج)انواع متغيرهابرحسب سطح سنجش آنها:

1)متغير اسمي:برخي ازمتغيرهاي اسمي فقط به دوقسمت قابل تقسيم اند،مانند«جنس»كه مي تواندبه زن يامردتقسيم شود.اين نوع متغيرها رادومقداري مي خوانند.يامثلاًپير ياجوان،دانشجوياغيردانشجو

علاوه برآن متغيرهاي اسمي چندمقداري ياچندارزشي هم وجوددارد.براي مثال زماني كه دريك پرسشنامه مذهب پاسخگويان درمقوله هاي اسلام،مسيحيت،يهودي ودسته بندي مي شود.نكته اساسي دراين جاست كه متغيرهاي اسمي فقط ازجنبةكيفي،موردتوجه اند.

2)متغيرهاي ترتيبي:اين نوع متغيررامحقق به دوياچندين قسمت تقسيم كرده وآنهارارده بندي مي نمايد.مانند:تحصيل،كه به اين ترتيب تقسيم بندي مي شود،بي سواد،سيكل،ديپلم وفوق ديپلم،كارشناسي،كارشناسي ارشدودكترا

دراينجا نيزنكته اساسي اين است كه متغيرهاجنبةكمي مي يابند.

3)متغيرهاي فاصله اي:اين نوع متغير رامحقق به صورت فاصله اي تقسيم بندي مي نمايد،مثل:سن افراد

انواع ديگري نيز وجوددارندكه به ذكرنام آنهابسنده مي كنيم؛

متغيرهاي دروني وبيروني،متغيرهاي منفرد،متغيرهاي پيوسته ومجزا،متغيرهاي تصنعي،متغيرهاي الگوئي.

      ü        ارائةچارچوب نظري

چارچوب نظري تحقيق قلمروتئوريكي طرح است واساساًنگرش وچشم اندازنظري است كه براي بررسي موضوع تحقيق پذيرفته مي شود.انتخاب چارچوب نظري به مسأله تحقيق وكيفيت اطلاعات علمي بدست آمده ازمرحلةمطالعات اكتشافي بستگي داردكه محقق بعدازواكاوي ادبيات نظري موضوع تحقيق وطبقه بندي داده هاي جمع آوري شده برحسب همگرائي هاوتضادهاي موجوددررويكردها،درمرحلةطراحي چارچوب نظري پژوهش،تئوري ياتئوريهاي مختلف رابعنوان بنيان كارعلمي خودقرارمي دهدكه گمان مي رودمي توانندپشتوانةتئوريكي موضوع موردمطالعه قراربگيرند.

      ü        بررسي منابع موجودوتحقيقات گذشته درقالب متون مربوط

دراين قسمت درارتباط باتحقيق ،بايد تحقيقاتي راكه درگذشته درارتباط باموضوع موردتحقيق انجام شده اندرابررسي كرد،همچنين كتب ومطالبي راكه هم دراين اين ارتباط هستندبايدبه درستي موردبررسي قرارگيرندچراكه مي تواننددرجهت نتيجه گيري بهترازتحقيق ماراياري نمايند.

امابطوركلي اين مرحله گردآوري اسناد،مراجعه به شخصيتهاي كارآوخبره(شاهدان درجه يك ياافرادمتخصص درزمينةموردبررسي)وگردآوري داده هاي لازم رادربرميگيرد.اين پژوهشهامي توانندبراي ادامةپژوهش ،بسيارضروري باشند.

مدارك گردآوري شده،امكان تعين چارچوبي مفهومي براي پژوهش موردنظررافراهم مي كنند.اين كار،دسترسي به چنين مواردي راامكان پذيرمي سازد.

-ترسيم دقيق ميدان پژوهش:بايدبه پژوهشهاي انجام پذيرفتةقبلي دربارةموضوع،روشهاي مورداستفاده به وسيلةديگرپژوهشگران وتوجه كرد.

-مشاركت درتهيةفرضيه هاي كارشده:براي نمونه،مي توان ازنتايج پژوهشگران ديگري الهام گرفت كه درهمان زمينه يازمينه هاي مشابه آن براي تأييدوياردآنهاكاركرد.

تدوين فهرست كتابنامه دربارةموضوعي كه مي بايست درگزارش پژوهش ارائه شود.

بايديادآوري كنيم اين مرحله ازكارمي تواندبه دخالت يك فردمتخصص درتكنيكهاي اسنادي ونيزواكاوي محتوانيازداشته باشد.

      ü        انتخاب روش تحقيق مناسب

تعريف روش:

روش عبارت است از؛مجموعةراههاوتدابيري كه براي شناخت حقيقت بركناري ازخطابه كارمي رود.

بطوردقيق روش به سه چيزاطلاق مي شود:

الف-مجموعه قواعدي كه هنگام بررسي واقعيات بايدبكاررودتاآدمي ازخطامصون ومحفوظ ماندوبه حقيقت برسد.

ب-مجموعه راههائي كه انسان رابه كشف مجهولات وحل مشكلات هدايت مي كند.

ج-مجموعه ابزارياوسايل وياتكنيك هائي كه انسان رادرطي اين مسيرازمجهولات به طرف معلومات ياري مي كند.

درارتباط باروشهادرفصل نخست توضيحات لازم راداده ايم،كه هركدام ازاين روشهاباتوجه به ماهيت موضوع،اهداف پژوهش،فرض يافرضهاي تدوين شده،ملاحظات اخلاقي وانساني ناظربرموضوع تحقيق ووسعت وامكانات اجرائي تحقيق بايدمورداستفاده درپژوهش قرارگيرند.

      ü        روشهاي جمع آوري اطلاعات

گردآوري اطلاعات خودروندي محسوب مي شود كه طي آن اطلاعات خاصي ازگروه پاسخگويان معيني گرفته مي شود،براي جمع آوري اطلاعات،روشهاي متعددي وجوددارند.

امادركارجمع آوري اطلاعات،بايد:

-درآغاز،كوشش شودازروشهاي درست ومتناسب استفاده به عمل آيد.هرپژوهش،روش ياروشهاي خاصي رامي طلبد.حتي دربرهه هاي گوناگون هرتحقيق بايدازروشهاي ويژه اي سودجست.دراين بخش،اين روشها(نظيرمشاهده،مصاحبه و)عنوان مي شوند.

-سپس ،بايدكوشيد تاداده هاباكمترين ضريب خطابدست آ‌يند.

بنابراين،درهرتحقيق نه تنهابايدازچندياچندين روش درجمع آوري داده ها استفاده كرد،بلكه،بايدهرروشي به درستي وباشناخت كامل برگزيده شودودرست به كارآيد.

براي روشنترشدن موضوع دراينجا،هم روشهاي مستقيم درجمع آوري اطلاعات نظير(مشاهده،مصاحبه)وهم روشهاي غيرمستقيم (نظيراستفاده ازاسناد ومدارك)رامطرح مي كنيم.

يك محقق بايدهردوروش رابه كارگيرد.يعني هم خودپديده رامستقيماًببيندوتحليل كند،هم ازطريق داده هاي جمع آوري شده توسط ديگران(كتابها،اسنادو)آنراموردشناسائي قراردهد.

مشاهده وتعريف آن:

روش مشاهده اي يكي ازروشهاي جمع آوري اطلاعات مي باشدكه پژوهشگرطي آن به ثبت وضبط اطلاعات مربوط به موضوع موردنظر كه خودشاهدوقوع حوادث آن است مي پردازد،هدف دراين روش،عمدتاًمشاهده رفتارها،كنشهاواعمال است تاگفتارها،گويشهاوعقايد.ازاين نظرروش مشاهده اي يك روش رفتارسنجي است كه مبدأزماني آن حال مي باشدوآينده،نه گذشته.به همين جهت پژوهشگرقادربه مشاهده رفتاروكرداري كه درگذشته واقع شده نمي باشد.براي اين قبيل حوادث ورفتارهاكه ريشه درگذشته دارند،لازم است محقق اگردروقوع آنهاحضورنداشته براي مشاهدةآنهابه شواهد ومدارك تاريخي روي آورد،كه اين امردرقلمروروش تحقيق تاريخي  ودرحيطه كارمورخ مي باشد،نه روش مشاهده اي.دراين روش،به كسي كه به مشاهده امورپرداخته وازاين طريق به گردآوري اطلاعات همت مي ورزد،اصطلاحاًمشاهده گر،ناظر،تماشاگروگاهي هم به نادرست راوي مي گويند.

تعريف مشاهده:

اينكه مشاهده چيست،پاسخهاي متعددي به آن داده اندوتعاريف متعددي رادراين زمينه عرضه داشته اندكه برخي ازآنهابدينقرارند:

-مشاهده بررسي عيني يك امراست براي ادراك دقيق آن.

-تجربه وبررسي ومطالعةپديده هاواموراست به همانگونه كه درطبيعت جريان دارند.

-بررسي عيني جنبه هائي است كه ازراه حواس ياسايرراههاي ادراكي حاصل ميشوند.

-لمس علمي پديده هاست كه ازطريق حواس صورت ميگيرد.

فوايدومزاياي مشاهده:

براي مشاهده فوايدومزايائي مي توان ذكركردكه اهم آنهاعبارتنداز؛

-بررسي اموربراساس مشهودات كه اين خوداثري عظيم درذهن دارد.

-امكان جمع آوري اطلاعات وسيع وبسيار.

-دريافت چگونگي اجراوحالت وكيفيت يك امر.

-امكان دستيابي به استنتاجات قطعي ويقيني وبالابردن ارزش واعتبارعلمي يك مسأله.

بررسي عيني صحت وسقم يك قضيه درعين سادگي عمل.

معايب ومحدوديتهاي مشاهده:

مشاهده اين عيب راداردكه:

-رفتاررامي سنجدوكمترعقيده وجنبةدروني را.

-درملاحظه يك جامعه اين اشكال وجودداردكه جنبه هاي اجتماعي،سنتي وعقيدتي درهم آميخته وتفكيك رفتارازهم دشواراست.

-وضع كنوني رابه مانشان مي دهدنه گذشته ودورنماي آينده را.

-بسياري ازرفتارهاممكن است صورت تصنعي داشته باشندومحقق ازآن سردرنياورد.

-طرزبرداشت بينندگان ازرفتاري واحدمتفاوت است.

شرايط مشاهده كننده:

ماافراد،پديده ها،تحولات،شرايط وموقعيت ها،جريانات وواقعيت هاراموردمشاهده قرارمي دهيم اما اين سؤال مطرح است كه مشاهده كننده خودواجدچه شرايط وموقعيتهائي بايدباشد؟

درپاسخ مي گوئيم:

-اوبايدفردي آگاه،تيزبين ،تيزياب،قادربه شناسائي اموروكشف واقعيتهاباشد.

-اونيازداردبه حواسي سالم،ذهني كنجكاووبيدار،باامكان نقادي ودقتي عميق،داراي صبروحوصله،هوشمندي وزيركي دانش واطلاعات لازم درزمينه موردمشاهده،بدوروبركنارازتعصبات بيجا،عواطف زيانبخش،گرايش خاص،

-اوهمچنين بايدبتواندازآداب ورسوم،تشريفات،شعائر،سنن وسردرآورد.وگاهي دربرخوردبامسائل واردابعادپيچيده مسأله اي شودوبادرنظرداشتن شرط سن،جنس،شغل،وضع ايماني،ميزان پايبندي به يك طرزفكرازحقيقت امري سردرآورد.

كاربردهاي مشاهده:

مشاهده يكي ازابزارهاي ضروري هرتحقيق است.امادرمواردي؛محقق ناچارمي بايست صرفاًبدان تمسك جويدازجمله:

-هنگاميكه پديده هاي اجتماعي مخصوصاًدرسطح جامعه شناسي كلان وجامعه شناسي ميانه جاي دارند وامكان دستكاري داده هافراهم نيست.به عنوان مثال:محققي كه درزمينه تأثيرنظام حزبي بردموكراسي تحقيق مي كند،چگونه مي تواندبراي تكميل تحقيقات خودازمسؤلان كشوربخواهدبراي مدتي احزاب راتعطيل كنندتااودقيقترنقش آنانرادرحيات سياسي دركند؟پس ناچاربايدبه مشاهده ودرنهايت مصاحبه پردازد.

-هنگاميكه موضوع موردمطالعه چنانست كه به براي محقق امكان مصاحبه فراهم نيست:

الف-خواه به سبب اينكه نمي تواندبه آن پردازد:نظيرمطالعاتي كه برروي كودكان انجام مي شود

ب-خواه به دليل آنكه عملاًامكان استفاده ازروش ديگري وجودندارد،نظيرزماني كه بامشكل زبان مواجهيم،يعني محقق بازبان جامعه موردمطالعه آشنانيست،نظيرتحقيقاتي كه درموردقبايل ابتدايي ياجوامع دوردست صورت مي گيردودرآن مشكل زبان مي تواندفاصله اي بين محقق وانسانها پديد آورد.

پ-خواه ازآن جهت كه پاسخگوازارائه پاسخهاي درست به هردليل خوداري مي كند،مثلاًدرمطالعاتي كه درموردمباحث حساس نظيرروابط پرتنش بين دوقوم متخاصم ودركناريكديگرصورت مي گيرد،به كلمات وداده هاي لفظي پرسشنامه نمي توان تكيه كرد.همچنين اين امكان وجودنداردكه به شيوه هاي آزمايشگاهي عمل كنيم يادست كم به كنترل يك ياچندمتغيربپردازيم.

گذشته ازمواردفوق حتي آنجاكه امكان انجام مطالعه به شيوه هاي ديگر نيز هست،بازمشاهده ازچندجهت داراي رجحان است:

به هنگام مشاهده ،مطالعه موردنظربيواسطه صورت ميگيرد.بنابراين عناصري كه ممكن است ضريبي ازانحراف ياسوگيري يابند،وجودندارند،برخي ازاين سوگيري هابدينقرارند:

الف-سوگيري ناشي ازكلمات:زبان پديده اي نسبي است ودربسياري ازموارد يك واژه براي گروههاي مختلف اجتماعي معاني گوناگوني دربردارد.گذشته ازاين بارعاطفي ومعنايي مفاهيم براي انسانهايكسان نيست.اين بحث دراصطلاح «معناشناسي تفاوتي»خوانده مي شود،توسط اوزگودمطالعه شد.اودرصددبودباشنيدن هرمفهوم تغييرات ذهني مخاطب راموردسنجش قراردهد،زيرالين تغييرات همواره نايكسانند.

ب-سوگيري ناشي ازپرسشگر:درمبحث مصاحبه وبه هنگام بحث ازپرسشنامه ميزان شده خواهيم ديدكه پرسشگرازجهات مختلف مي توانددرنتايج پرسشنامه انحراف ياسوگيري ايجادكند.عواملي چون ظاهرپرسشگر،رنگ پوست ياحتي جنس اومي تواندنتايج نامشابهي پديدآوردوصحت داده هاي تحقيق رابه مخاطره افكند.همانطوركه ديدگاههاي خاص پرسشگر،طرزطرح سؤالها وحتي آهنگ كلام اوهمگي موجبات بروز انحراف دركارتحقيق رافراهم مي سازد.

پ-سوگيري ناشي ازگذشت زمان:گذشته ازاين،درمصاحبه ،به هنگام بحث ازگذشته نه چندان دورنيزنمي توان ازنتايج حاصل اطمينان يافت.به عنوان مثال،درتحقيقات مربوط به چگونگي گذران اوقات فراغت ،اين سؤال مطرح مي شود،درماه گذشته چندباربه سينما رفتيد؟چگونه مي توان به درستي پاسخهاي داده شده اطمينان كرد،حتي اگرپاسخگوقصددادن پاسخي درست داشته باشدونهايت كوشش رانيزدريادآوري رفتارخوددرجريان ماه گذشته بنمايد.

انواع مشاهده:

حال كه اهميت مشاهده درپژوهشهاي اجتماعي شناخته شد،لازم است انواع آن نيزذكرشود.اهميت اين ابزاروفراواني كاربردهايش موجب تعددانواع آن گرديده اندودراينجاصرفاًاهم اين انواع رامطرح مي كنيم.

      ü        مشاهده نامرئي:

دربسياري ازمواردازآينه هاي استفاده مي شودكه محقق درپشت آن قرارميگيرد.افرادموردتحقيق رامي بيند،اماآنهااورانمي بينند.اين امر،موجب طبيعيترشدن رفتارموردمطالعه مي شودوموقعيت تحقيق رابه واقعيت نزديكترمي سازد.

      ü        مشاهده فعال:

زماني است كه محقق به مشاهده ساده نمي پردازد.بلكه خودبه دستكاري متغيرها دست مي زند.شرايطي ويژه پديدمي آوردتانتايج آن راياداشت كند.

      ü        مشاهده ناپيوسته:

درمطالعات طولي نظيرپانل ياروندپژوهي ،مشاهده،مصاحبه ويابه صورت ناپيوسته صورت مي گيرد.بدين صورت كه محقق نسلي رادريك زمان(t)مطالعه مي كند،سپس درفاصله زماني معيني مطالعه تكرارمي شود.اين گونه مطالعات مي توانندتاچندين دورادامه يابند.

      ü        مشاهده مستقيم:

دراين صورت،مشاهده دركنارواقعيت،به همراه نوسانهاي آن وتوسط محقق صورت مي پذيرد.بي هيچ شبهه،همواره چنين امكاني فراهم نيست،نظير:

-مطالعه پديده هاي تاريخي (خانواده درعصرصفوي)

-مطالعه گذشته فرد(مثلاًفعاليتهائي كه به هنگام گذران فراغت درماه گذشته انجام شده است).

بنابراين،دراين شرايط بايدازشاخصهااستفاده كرد،ياازاسنادتاريخي برجاي مانده سودجست،كه دراين صورت مشاهده غيرمستقيم خواهدبودوبدان مطالعه اسنادي اطلاق مي شود.

      ü        مشاهده جزئي:

برخلاف مواردي است كه هدف كلي وساختي است،ورابطه اجزاءياعناصرتشكيل دهنده يك كل يامجموعه مطمح نظرند،درمواردي چندمحقق براي اثباط يك فرضيه،بايدبه شناخت وجمع آوري شاخصهاودلايل جزئي پردازد.به عنوان مثال درتحقيقي پيرامون نظام پارلماني واثرات آن برحيات سياسي يك جامعه لازم است،به مشاهده رفتاروياعمل تعدادي ازنمايندگان كه باتوجه به معيارهائي چند جهت مطالعه برگزيده شده اند،پرداخت،يابه دقت نحوه عمل مجلس رابه هنگام ردياتصويب يك لايحه ياطرح خاص مشاهده وثبت نمود.

      ü        مشاهده ميداني:

مشاهده ميداني،برخلاف مشاهده آزمايشگاهي،درحالت طبيعي يعني دربطن جامعه صورت مي گيرد.

      ü        مشاهده همراه بامشاركت:

مشاهده ايست كه درآن رسوخ به درون انسانهاصورت پذيرخواهدبود.باتوجه به ابعادكيفي وذهني پديده هادرحيات انساني بسياري راعقيده براين است كه محقق زماني مي تواندبه درك درست واقعيت نائل آيدكه بامسائل،مشكلات وشاديهاي حيات اجتماعي آنان آن طورهست بياميزدومدتهاباآنان حيات گذراند.دراين صورت،ازتوصيف ساده واقعيت فراتررفته به اعماق ارزشها راه مي يابد.باپندارهاي پيشين كه مي توانست مانع ديدارودرك درست واقعيت باشد،فاصله مي گيردوازتحميل عقايدخاص خويش به مردم موردمطالعه اجتناب مي نمايد.

 

 

 ü        مشاهده پذيرا:

به مشاهده اي اطلاق مي شودكه محقق صرفاًناظرجريان واقعيت است،بدون آنكه كوچكترين تأثيري برآن اعمال نمايد.گاه به منظورطبيعي ماندن واقعيت موردمشاهده ازآينه اي استفاده مي كند كه اوراقادربه ديدن افرادموردمشاهده مي نمايدوحال آنكه آنان ازحظوراوبي اطلاع مي مانند.

      ü        مشاهده ساخت يافته وساخت نيافته:

مشاهده ساخت يافته مشاهده اي است كه درخلال آن محقق،به هنگام مشاهده هررفتاررادرمقولةخاصي كه ازقبل تهيه نموده جاي مي دهد.به عنوان مثال،رفتاري راباتوجه به ويژگيهايش تهاجمي،ياآرام،ياتندوياشناسائي كرده درجاي خودقرارمي دهد.درمقابل،درمشاهده ساخت نيافته،محقق به مشاهده مي پردازدبدون آنكه حتي پرسشنامه اي ازقبل فراهم كرده باشد.مشاهده ساخت نايافته درچندموردضرورت دارد:

الف)مشاهده آزاد،كه درخلال آن محقق درصددبرداشتن يادداشتهائي مقدماتي جهت تدوين پرسشنامه است.

ب)جمع آوري اسناد،جمع آوري هرسندكه دركارتحقيق مفيدنمايد(بريده جرايد،ميكروفيلم و)

مصاحبه وانواع آن

استفاده ازروشهاي مشاهده زماني مفيدندكه محقق بتواندهمه پديده هارادرمحل موردمشاهده قراردهد،لذاهميشه نمي توان به اين روش تمسك جست.به عنوان مثال دربسياري ازمواردمي بايست عقايد گروهي موردسنجش قرارگيرندكه بامحقق فاضلةزيادي دارندياآنكه عقايدورفتارگذشته افرادي،بازشناسي شودياصرفاًعقايد،نظرات وارزشها شناسائي گردد.مصاحبه داراي شرايط،كاربردهاواهدافي به شرح زيرمي باشد:

 

 

ü        شرايط مصاحبه:

   ×    به جلسه اي كه درآن يك نفربراي ديگران صحبت مي كندويامجمعي كه درآن جمعي به مذاكره پرداخته اندمصاحبه گفته نمي شود.

   ×    مصاحبه به عنوان ابزارتحقيق بايدبه تعامل بين طرفين مصاحبه بيانجامد.ازآنجاكه درمصاحبه،طرفين بريكديگرتأثيرمي گذارند،لذاگفته مي شودمصاحبه حاكي ازتعامل بين دونفراست.

   ×    مصاحبه پژوهشي مستلزم هدفي است كه بايدازپيش تعيين شده باشد.بنابراين صحبت دوآشنارانمي توان مصاحبه به معناي وسيع تحقيق خواند.ازطريق مصاحبه هدفهاي گوناگوني مي توانندمتحقق شوند.يعني مصاحبه مي تواندجنبةامري،اطلاعي ويامشورتي به خودگيرد.

      ü        كاربردهاي مصاحبه:

1)-ازطريق مصاحبه مي توان به كسب اطلاعاتي درموردامورعيني نايل آمد.محقق مي تواندباتوسل به اين وسيله ازپاسخگودرخصوص نوع رفتاراوباسايرين اطلاعاتي بدست آورد.مثلاًاگرهدف تحقيق،بدست آوردن اطلاعاتي دربارةچگونگي عبورومروردركرمان است،محقق مي تواندبااستفاده ازمصاحبه دريابدكه معمولاًرفتاركرمانيها دراين خصوص چگونه است؟چه ساعتهايي ازخانه بيرون مي آيند؟و

2)-محقق مي توانداطلاعاتي درموردعقايدافراددراختيارمحقق بگذاردبه عنوان مثال اگرهدف،تحقيق دربارةچگونگي عبورومروردركرمان باشد،مي توان باتوسل به اين وسيله تحقيق يعني مصاحبه،دريافت كه كرمانيهادرخصوص وضع عبورومرورشهرشان چگونه فكرمي كنندونظرآنهاراجع به مسئولين اين امرچيست؟

3)-محقق مي تواندبااستفاده ازمصاحبه به شناخت علل رفتاروياعقايدنائل گردد.

4)-درمصاحبه مي توان استعدادهاي رواني افرادراشناخت.

5)-درمصاحبه مي توان انتظارات ياآرزوهارابه سنجش نهاد،پيشنهادهاراشناخت وتحليل كرد.

      ü        مزاياي مصاحبه:

      ×        مصاحبه براي افرادبي سوادياكودكان خردسال مناسبترين روش جمع آوري اطلاعات مي باشد.

      ×        مصاحبه براي پاسخگوياني كه مايل نيستندمطالبي نوشتاري روي كاغذآورند،مناسبترين روش كسب اطلاعات مي باشد.

   ×    مصاحبه براي پاسخگوياني كه قادرنيستندمطالبي راكتباًعنوان كنندوازنظرقدرت بياني،توانايي بيشتري دارند،مناسبترين روش كسب اطلاعات مي باشد.

   ×    درمصاحبه امكان كنترل پاسخهاونيزپاسخگوازجانب پرسشگروجوددارد.پاسخگويي كه ازپاسخ صريح طفره مي رودياامكان داردازموضوع اصلي مصاحبه دورشود،براحتي مي توان ازطريق آموزشهاي مناسب به پرسشگر،وي رابه مسيراصلي وارائةاطلاعات مربوط سوق داد.

   ×    درمصاحبه امكان بررسي واكنشهاي مختلف پاسخگووجوددارد.يعني پرسشگرتنهابه اين توجه نداردكه پاسخگوچه مي گويد،بلكه اينكه چگونه مي گويدهم مهم است.

      ×        درمصاحبه امكان مراجعةمكرربه پاسخگودرصورت ناقص بودن پاسخ يااطلاعات وبه منظورتكميل پرسشنامه وجوددارد.

      ×        مصاحبه روش مناسبي جهت كسب ايده،عقيده ونظرسنجي است.

   ×    نظربه اينكه مصاحبه هم جنبةسمعي داردوهم بصري (نظارت برپاسخگو)،اطلاعات جمع آوري شده دوبعدي بوده وپژوهشهاي اكتشافي ونيز فرضيه سازي مورداستفاده سرشارقرارمي گيرد.

 

 

      ü        محدوديتهاي مصاحبه:

×        نظربه اين كه مصاحبه يك روندوقت گيروزمان برمي باشد،نمي توان درفرصت كم ياكوتاه،ازافرادزيادي مصاحبه به عمل آورد.

×    نظربه زمان بربودن مصاحبه،قدرمسلم،پرسشگري يك امرپرهزينه مي باشد،چراكه نيازبه صرف وقت زيادبراي زيرپوشش بردن تمامي افرادموردنظرميباشد.

×    گاهي دست يابي به همة افرادموردنظرامكان پذيرنيست وشايدلازم باشدپرسشگربارها بارهابراي انجام مصاحبه باهمان افرادمنتخب مجبوربه مراجعه باشدودرپايان،باوجودمراجعات مكرربازهم موفق نشود.

×        مصاحبه هم نيازبه رضايت وتمايل پاسخگووهم نيازبه شكيبايي وحوصله پرسشگردارد.

×    نظربه وقت گيربودن وپرهزينه بودن مصاحبه،عملاً،امكان كمي وجودداردتابتوان باتعدادزيادي پاسخگو،مصاحبه بعمل آورد.درنتيجه،به علت محدودبودن مصاحبه شوندگان،دامنه اطلاعات جمع آوري شده نيزمحدودبوده ازمجموع افرادمعدودمصاحبه شونده تجاوزنمي نمايد.ازاين روي،تعميم نتايج حاصله به گروههاي  مشابه يابزرگتربدون دشواري وعاري ازاشكال نخواهدبود.

×        درمصاحبه نظرات پاسخگويان جنبةشخصي قوي داشته تعميم نتايج آن جاي تأمل بسياردارد.

×        گاهي افرادازابرازصريح امتناع مي ورزندوياازبيان علني نطالب ازخوداكراه نشان مي دهند.

×        درصورت پراكندگي افراددرمناطق جغرافيايي مختلف،مصاحبه روش چندان مناسبي نيست.

 

 

      ü        انواع مصاحبه:

   ×    مصاحبه هاي باز،نيمه بازوبسته:بادرنظرگرفتن ميزان آزادي پرسشگروپاسخگودرطرح سؤالهاوجوابگوئي وهمچنين ميزان عمق تحقيق،مي توان سه نوع مصاحبه راازيكديگرتميزداد.

اول-مصاحبه هاي باز:درمصاحبةآزاديابازپاسخگودربيان پرسشهاوپاسخجودرطرح آن،آزادي كامل دارند،يعني پرسشگرآنچه راكه به نظرش ضروري مي رسدمطرح ميكندودرطرح سؤال خودهيچگونه محدوديتي احساس نمي نمايد.وپاسخگودرجواب دادن به سؤالها،آزادي كامل دارد.

دوم-مصاحبه هاي نيمه باز:همانطوركه ازنام آن برمي آيددرمصاحبةنيمه باز،طرفين،يعني پرسشگروپاسخگو،محدوديتهائي احساس مي كنند،يعني پرسشگر،بايدصرفاًموضوعهاي معيني رامطرح كندوفقط درخصوص آنهاجواب دريافت دارد.پاسخگونيزنمي توانداحساس وعقيده خودراآن طوري كه ترجيح مي دهد،دركمال آزادي ابرازكند.دراين مصاحبه كه بعداًشرايط انجام آن مطرح خواهدشد،پرسشگروپاسخگوهيچيك آزادي كاملي راكه درمصاحبةآزادازآن ميتوانندبرخوردارگردند،ندارند.

سوم-مصاحبةبسته:درمصاحبةبسته يامحدود،نه تنهاموضوعاتي كه پرسشگربايدمطرح كندازقبل معين شده اند،بلكه اين موضوعات به طوردقيق رده بندي گرديده اند،پرسشگرناچاراست هريك ازموضوعات رادرجاي خودطرح كند،هيچيك رابه سليقةخودبرديگري مقدم ندارد.

   ×    مصاحبه هاي كانوني:محقق محورهاياكانونهائي رادرجريان مصاحبه رعايت ميكند.به عنوان مثال،محقق مايل است تادرزمينةمسائل عبورومروردرشهركرمان تحقيق كند.بنابراين،موضوعات يامحورهائي راچون مدت زماني كه درجريان يك روزعادي درجريان رفت وآمدصرف مي شود،هزينه هاي گوناگوني كه دراين راه مصرف مي گرددونظيرآن رادرنظرمي گيرد.درجريان مصاحبه مخاطب مي توانددرهرزمينه كه باموضوع نرتبط باشدتوضيح دهد،اماپرسشگركانونهاي اصلي رابيشتربه بحث مي گذارد،درهرزمينه به آنان رجوع مي كندوتوضيح مي خواهد.

   ×    مصاحبه هاي متناوب:دربسياري ازمواردلازمةتحقيق مراجعةمكرراست به اين منظوركه هم حركت انديشه ورفتاربازشناخته شودوهم خطوط اصلي فكردربرهه هاي مختلف مطرح وشناخته شود؛درجريان اين نوع مصاحبه هامي توان شرايط انجام مصاحبه رانيزتغييردادتامشخص شود،واكنش دربرابريك سؤال درزمينه هاي مختلف چيست؟

   ×    مصاحبه هاي ساخت يافته:مصاحبه هاي ساخت يافته دربرابرمصاحبه بي ساخت وياساخت نايافته قرارمي گيرد،به اين معني كه اصول عملي دريك مصاحبه به دقت تعيين شده باشد.اين نوع مصاحبه ازلحاظ توالي مراحل،خصوصيات پرسشگروبه دقت برنامه ريزي شده است وبامصاحبه هاي آزادبه كلي متفاوت است.درحالي كه بامصاحبه بسته نزديكي بسياردارد.

براي آنكه بتوان مصاحبه گرخوبي شدبايدازپنج قاعده تبعيت كرد:

       ï          شناخت مضمون مصاحبه

       ï          تعهدبه انجام كامل مصاحبه

       ï          تمرين كافي براي يافتن حس اعتمادوراحتي درمصاحبه

       ï          تلاش براي تقليل اثرخصوصيات شخصي برمصاحبه

       ï          تمسك به عقل سليم دربرخوردباوضعيت هاي بالقوه دشواروپيچيده

      ü        انواع پرسش:

پرسشهانيزهمچون مصاحبه داراي انواعي مي باشد،كه بدنيست دراينجاباتوجه به اينكه درمصاحبه ازپرسشنامه نيزاستفاده مي شود،به آنهااشاره اي داشته باشيم.مثال آياورزش مي كنيد.بلي       خير

   ×    پرسشهاي بسته:سؤالهاي بسته آزادي شخص راازبين مي برندوافرادرامجبورمي كنندتادرجهت خاصي جواب دهند.دراين نوع سؤالها،ميزان آزادي پاسخگوبه حداقل تقليل مي يابد.

   ×    پرسشهاي باز:درسؤالهاي بازپاسخگومي تواندباآزادي كامل،تمامي كلناتي راكه به ذهنش مي آيد،بيان كند،اين نوع سؤالهاياكاملاًبازهستندوياآنكه تاحدودي.مثال:تاچه حدبه كارتان علاقه داريد؟

   ×    پرسشهاي دام:به پرسشهايي اطلاق مي شودكه جهت آزمون صحت پاسخهادرپرسشنامه جاي مي گيرند.بااستفاده ازاين نوع پرسش ياكل پرسشنامه غيرقابل تلقي شده ويابه جهت نادرستي پاسخي طردمي شود.ياآنكه پذيرفته شده ولي ضريب انحراف آن(درصورت وجودانحراف)تعيين مي شود.به عنوان مثال،زماني كه درآغازپرسشنامه ميزان درآمدپاسخگوپرسيده شده ياشد،درلابلاي آن چندباروهرباربه صورتي همين موضوع مطرح مي شودتامشخص گرددكه آياميزان درآمدمذكوردرست است ياخير.

   ×    پرسشهاي چندجوابي:دربرابريك سؤال پاسخهاي بسياري نهاده مي شودوازپاسخگودرخواست مي گرددهريك ازپاسخهاراكه درست مي داند،باعلامت مشخص نمايد.به عنوان مثال،چنانچه پرسش درموردعلت اعتيادبه سيگارمطرح است چنين عنوان مي شود:

سؤال-چرابه كشيدن سيگارروي آورده ايد؟

1-نيازجسماني داشتم.

2-ازفرطتنهايي بدان روي آوردم

3-دوستان ناباب موجب گرديدند.

4-درخانواده مامعمول بود.

دراين نوع پرسشها،عمل استخراج براحتي بيشترصورت مي گيرد.عمق انديشه پاسخگوتاحدودي ديده مي شود.امااشكالات زيررا هم دارامي باشد.

1)پاسخهاالقايي است.زيراپاسخگوباديدن پاسخهاي موجود،دربسياري ازموارد،پاسخي راكه درآغازدرنظرداشت برمي گزيند.

2)پاسخهابسته است زيرابه پاسخگوهمواره امكان داده نمي شود،آنچه رادرذهن داردودراين چندپاسخ نمي گنجدعنوان نمايد.براي رفع اين مشك،معمولاًدرپايان،سؤال ديگري مطرح مي گردد،درموردمثال بالااضافه مي شوداگرعواملي جزآنچه گفته شددراعتيادشمامطرح بوده است ،عنوان كرده توضيح دهيد.

×    پرسشهاي غيرمستقيم:گاهي اوقات پيش كه افرادمايل نباشندكه جواب سؤالي راباصداقت پاسخ دهند،ياآنكه جرأت پاسخ دادن نداشته باشند،دراين صورت ازسؤالهاي غيرمستقيم استفاده مي شود.

×    پرسشهاي مدرج سببي:دراين نوع سؤالهاكوشيده مي شودتانه تنهاعلل مختلف يك عمل،طرزتفكروشناخته شودبلكه شدت وضعف عمل نيزبه دست آيد،ازاين رواست كه معمولاًدربرابرپرسش جدولي تهيه شده ازپاسخگوخواسته مي شودتاآن راتكميل كند.

×        پرسشهاي اطلاعي:منظورسؤالهايي است كه درراه شناخت ميزان اطلاع پاسخگوازموضوع موردمطالعه به عمل آيد.

×    پرسشهاي شناسائي:به سؤالهائي اطلاق مي شودكه دربارةهويت پاسخگومطرح مي شوند،نظيرسن،تحصيل،شغل،درآمدوكه معمولاًاين نوع سؤالهادرآغازپرسشنامه قرارمي گيرند.

×    پرسشهاي جهت بخش:منظورسؤالهائي است كه مخاطب رادرجهت خاصي هدايت كند.اين نوع پرسشها،به طورطبيعي دستيابي به انديشةپاسخگوراميسرنمي سازند،صورگوناگوني دارندوعواملي موجب جهت بخشي آنهامي شوند:

الف)هالةكلامي:مثال،زماني كه تحقيقي درموردمحبوبيت مشهدي علي براي عضويت درشوراي اسلامي روستا صورت مي گيرد،سؤالي بدين صورت طرح مي شود:مشهدي علي خدمات برجسته اي به روستايكرده است.آياشماباعضويت اودرشوراي روستاموافقيد؟همانطوركه ملاحظه مي شود،درجملةبالابه جاي آنكه سؤال شودآقاي مشهدي علي داوطلب عضويت درشوراي روستاست،آياباانتخاب اوبه اين سمت موافقيدياخير؟درآغازاورادرهالةكلام زيبائي(خدمات برجسته)قرارداده اند.

ب)هالةنام:مثال:زمانيكه همان تحقيق درباب فردمذكوربراي احرازهمان سمت ودرهمان روستاصورت مي گيردپرسش متعاقب نام يك فردمحبوب قرارمي گيرد(كه مشهدي علي راتأييدكرده است)

×        پرسشهاي ويژه:سؤالاتي كه درراه كنترل،تصحيح پرسشنامه وياتكميل ديگراطلاعات طرح مي شوندوبه خودي خودمفهومي ندارند.

×    پرسشهاي تعيين صلاحيت:سؤالهائي كه امكان ياعدم امكان تكميل پرسشنامه ازجانب پاسخگوئي خاص راتعيين مي كند،به عنوان مثال دراردوگاهي بامعتادان گوناگون،تحقيق دربارةمعتادان به هروئين صورت گيرد،درآغازسؤال شود:آياشمابه هروئين معتادهستيد؟چنانچه پاسخ منفي بود،ازتكميل پرسشنامه توسط اوخودداري شود.

|+| نوشته شده توسط تهمتن سالاري در یکشنبه نهم دی 1386  |
 
 
بالا